به آنان که حقیقت را تنها برای حقیقت میجویند/ رضا شریفی بوکانی
سرزمین ما ایران اکنون، در آستانهٔ تاریخی ست که در خاورمیانه به پیشگاه نهضتهای آزادی خواهانه بوده است. اکنون بهار عربی در انتظار نسیم دموکراسی ست. فصل شفا بخشی که قرار است مرحمی بر زخمهای تاریخی استبداد و تبعیض و فقر بگذارد. و ازمنظر احقاق حقوق اقلیتها و شهروندان حاشیه نشین کشور که در استانهای مرزی ساکن هستند، فرصتی ست تا بتوانند گامی به سوی بهار بردارند چرا که با افزایش فشارها و تحریمهای جدید تری که از سوی جهان غرب علیه رژیم صورت گرفته گامی برای تغییر نظام برداشته شده است.
اینک پس از جنبش سبز و مبارزهٔ مردم علیه دیکتاتوری، که به وحشیانهترین شکل ممکن و با کشتارهای خیابانی و زندانی کردن فعالین سیاسی سکولار از جمله حشمت الله طبرزدی رهبر جبهه دموکراتیک ایران و رسول بداقی و بسیاری دیگر از مبارزین راه آزادی که در زندانرا با شیوههای مختلف شکنجه میشوند، سرکوب شد؛ تحریم انتخابات پاسخ دیگری به حکمرانان کنونی ست.
در طول سه دههٔ گذشته تا به حال هرگز گوشهای از مشکلات اقوام کرد، بلوچ، عرب خوزستان و غیره حل نشد و این مردمان هیچگاه حق تصمیم دیگری نداشتند تا بتوانند از حق و حقوق خودشان دفاع کنند. نمایندگان کرد تا به حال چرا نتوانستند جلوی فقر و تبعیض را بگیرند و چارهای برای حل مشکلات مردم باشند و هزاران جوان بیکار و تحصیل کرده با مدرک فوق دیپلم و لیسانس بیکار بمانند؟ چرا هرگز برای این دسته از فارق التحصیلان هیچ اقدامی از سوی نمایندگان و مسئولان رژیم صورت نگرفته است؟ به راستی که پاسخ حاکمیت خودکامه به قومیتهای ستم دیده از جمله مردمان کرد شکنجه کردن، زندانی کردن، اعدام و یا شلیک گلوله بوده است.
قبل از اینکه دنبالهٔ این متن را بخوانم پیامی برای آقای خامنهای دارم:
«آقای خامنهای؛ شما از جمله کسانی هستید که جوانان این سرزمین را به خاک و خون کشاندهاید. معنی حقوق بشر را نمیفهمید و فکر میکنید که با شکنجه کردن و کشتن مردم بیگناه میتوانید راس قدرت باقی بمانید {نامفهوم} شما از جمله اشخاصی هستید که در دههٔ شصت صدها جوان این مملکت را به گلوله بستید ولی آه از آن رو بترستید که جوانان این مملک مثل موج دریا در خیابانها برخیزند و حق خودشان را از شما و این رژیم بگیرند.
بر میگردیم به انتخابات. انتخابات نمایش و بازی است که بتوانند از این راه پایههای خودکامگی حکومت خویش را مستحکمتر کنند. بدون شک برگزاری انتخاباتی عادلانه در شرایطی که دانشجویان و رهبران تشکلهای دانشجویی از جمله احمد زیدآبادی و مجید توکلی در زندان به سر میبرند و قلمهای شکسته شدهٔ روزنامه نگارانی هم چون مسعود باستانی و همسرش مهسا امرآبادی و غیره که راهی زندان و تبعید شدهاند؛ غیر ممکن است. چنین انتخاباتی بیشتر از خیمه شب بازی حکومتی نیست که میخواهد از دین یک ابزار سیاسی برای سرکوب شهروندان بسازد و هیچ گونه تعهد و تقیدی به اصول و مبانی دموکراسی و رعایت حقوق بشر به عنوان میراث گذشتگان برای جهان کنونی ما ندارد. شرکت در انتخاباتی که نتیجهاش از پیش معین است و هر گونه اعتراض نسبت به تقلب در آن برابر با این است که روشنفکران، روزنامه نگاران و فعالین سیاسی راهی زندان شوند، خیانت به همهٔ آرمانهایی ست که ملت در طول سالهای ۸۸ و ۸۹ در خیابانها فریاد زدند و موجب پایمال شدن خون نداها و سهرابهایی ست که برای آنها ریخته شد.
بیتردید ایران آزاد و آباد که در آن حکومت دموکراتیکی باشد، آرزوی همهٔ زندانیان سیاسی سرافزار و همه مردم سرافراز ایران است و این رویا تنها با اتحاد همهٔ دموکراسی خواهان و حقوق بشر دوستان ایرانی در سراسر جهان میسر است.
در طول دو سال گذشته تا به حال چندین زندانی سیاسی از جمله معلم شهید فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی، مهدی اسلامیان، شیرین علم هولی، علی صارمی، حسین خضری، محمد حاج آقایی و جعفر کاظمی اعدام شدند. این مبارزان چه گناهی داشتند غیر از اینکه برای هدف و آرمانهای خودشان مبارزه کردند. اما واقعیت این است که اگر حاکمیت اعدام نکند نمیتواند حکومت کند.
{نامفهوم} اما اگر بخواهیم قصهٔ غم انگیز و پر غصهٔ تمام ما زندانیان و مردم کردستان را شرح دهم بایستی در یک کتاب گفت اما اکنون حکومت به نقطهٔ تلخ و پایانی خود که همگان انتظار داریم، رسیده است. {نامفهوم} این جنبش و احزاب و گروههای سیاسی دموکراسی خواه بایستی علاوه بر رقم زدن پایان سلطهٔ حکومت دینی، به فکر نجات جان زندانیانی هم چون شیرکوه معارفی و حبیب الله لطیفی که زیر تیغ اعدام قرار گرفتهاند و هم چنین فعالین حقوق بشری نظیر محمد صدیق کبودوند که در زندان اوین محبوس هستند و تمامی مردمان مظلوم باشند تا آنها نیز روزی طعم شیرین آزادی را بچشند. به امید روزی که حاکمان استبداد و دیکتاتوری جمهوری اسلامی به باد فلک کشانده شوند.
رضا شریفی بوکانی
شهریور ۱۳۹۰
دیدگاههای مطرح شده در این نوشته، الزاماً دیدگاه هرانا محسوب نمیباشد.








